تبليغاتX
...::: دیدمان ::::... - دیپلماسی وبلاگی ... پیوند دهنده قلبها!
 

موج عظیم و ویرانگر اتحاد و هم نوایی بزرگ وبلاگ نویسان ایرانی بر علیه خلیج عربی نامیدن خلیج همیشه فارس رو که حتما یادتونه!...

اخیرا تعدادی از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان دو کشور کره جنوبی و کره شمالی هم با فشار همه جانبه سبب برگزاری نشست صمیمی بی سابقه ای بین مسوولان دو کشور شدند که ثمر آن امضا  بزرگترین قرارداد اقتصادی بین دو دولت طی ۱۰ سال اخیر بود...

گروهی از وبلاگ نویسان شهر گلچستر انگلستان هم اخیرا به دلیل سوابق سیاه شهردارشان در حفظ محیط زیست ، پس از ۱۵ روز نوشتن مطلب بر علیه آقای شهردار سبب برکناری او شدند...

خب حالا حرف من: دشمنی ایران و آمریکا طی سالهای اخیر میره تا به جاهای باریک بکشه...روسای جمهور ایران بارها گفته اند که ما با ملت آمریکا مشکلی نداریم چه سید خندان یا گریان محمد خاتمی و چه محمود خان احمدی نژاد ...

تا کنون به دلیل سانسورهای شدید غول های رسانه ای جهان و منفعل عمل کردن رسانه های ایرانی هیچکدام از دو طرف (ملت های ایران  آمریکا) نتوانسته اند به صورت مستقیم با  هم ارتباط برقرار کنند ، حرف بزنند ، خون همدیگرو بریزن  و یا دل بدندو قلوه بگیرند...

آقا مگه چه عیبی داره وبلاگ نویسان ایرانی تو این زمینه پیش قدم شوند و راه گفتگو ، چت ، میل ، قرار تو کافی شاپ!! رو با وبلاگی های آمریکایی باز کنند ...یادتون باشه رابطه چین و آمریکا پس از سالها تحریم و عدم ارتباط فقط با یک بازی پینگ پنگ گشوده شد ...اون روزا اسمشو گذاشتند دیپلماسی پینگ پنگی...حالا ما یک دیپلماسی وبلاگی می خوایم ...ایران که در آمریکا رسانه ندارد ،صدای داد ما هم که به آنها نمی رسد ...شاید گفتگوی وبلاگ های دو کشور حداقل بتوه کمی نبض کار رو از دست مافیای جنگ طلب آمریکایی و... خارج کند .تازه ما هزاران ایرانی مقیم آمریکا داریم که میان کمکمون... فقط کمی روحیه می خوایم برای خارج شدن از انفعال ...ما می توانیم...نه؟  

راستی شما از راه وبلاگ با چند نفر دوست شدید...چقدر دیوار بی اعتمادی بین افراد از طریق وبلاگ برطرف شده ...چند تا از دوست های قدیمیتون رو بدین طریق پیدا کردید؟!  یکی می گفت وبلاگ پیوند دهنده قلبهاست! پس بتاز تا بتازیم...

پ.ن:من دیگه حالا باورم شد ... وبلاگ پیوند دهنده قلبهاست ...وقتی این پست رو می نوشتم باورم نمی شد که اون دوست ، یار دبستانی ، همراه و... بیاد سری بزنه ولی بالاخره اومد، ازش ممنونم که قدم رنجه فرموده و کلبه ما رو نورانی کردند...

باز بیا، باز بیا، دلبر طناز بیا

دور مرو ، دیر مرو، خسته نشو باز بیا

راحت جانم همه تو ، تاب و توانم همه تو

راز نهانم همه تو  ، همدل و همراز بیا ...

+ نوشته شده توسط دیدمان در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت 21:6 |