تبليغاتX
...::: دیدمان ::::...
 

سلام!

مدتی نبودم یعنی اصلا نمی تونستم باشم. تو سرزمین من زلزله ای رخ داده بود و تا بازسازی چند روز زمان نیاز داشت ، حالا دوباره می خوام فعال باشم تو این مدت دوستان لطف داشتند و کلی تیکه و... بار ما کردند که چرا نیستی! از همشون ممنونم.

چند روزی که زیر آوار زلزله بودم این دعا زمزمه لبم بود ای خدای مهربون ،کمکمون کن تا بفهمیم کجاها نیاز به تلاش بیشتر داریم و کجاها تلاشمان باید به شکل صبر و نگاه منتظر باشد.

خدایا! به من بفهمون معنایی که تو از توکل تو ذهنت بوده چیه. گاهی سخته درک حد و حدودش برای ما بندهات. ولی میدونم توکل به تو بهمون آرامش میده و یه نیروی جادویی توی این مسیر!

...چشمامو می بندم و توی قلب امیدوارم اسمتو با اطمینان صدا می کنم و ازت کمک می خوام ... آرامش سراسر قلبمو می گیره... چشمامو که باز می کنم به خاطر این حس قشنگ ازت تشکر می کنم.

باز بیا، باز بیا، دلبر طناز بیا

دور مرو ، دیر مرو، خسته نشو باز بیا

راحت جانم همه تو ، تاب و توانم همه تو

راز نهانم همه تو  ، همدل و همراز بیا ...

+ نوشته شده توسط دیدمان در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 و ساعت 17:9 |